Neo Folding
Architecture!!
معماري نئو فولدينگ
در بدو تولد ديكانستراكشن
آيزنمن-يكي از بانيان اين سبك- در نقد مدرن در مقاله اي با عنوان " مرز مياني" اين
چنين نوشته است:... اگر معماري را به عنوان يك علم قبول داشته باشيم بايد بپذيريم
كه اين علم متناسب با علم و فلسفه ي روز باشد و اكنونيت داشته باشد
من نيز به همين سخن بسنده مي كنم
و مي گويم دوران معماري مورد تمجيد شما ( ديكانستراكشن و فولدينگ و... ) نيز به سر
آمده است. معماري امروز نيازمند طرحي است متناسب با دغدغه هاي امروزي. خواستار طرحي
است متناسب با تكنولوژي-مصالح-فرهنگ و...پس بايد گونه ي جديد معماري روي آوريم كه
من آن را "نئو فولد" مينامم
كه بزودي مباني آن را نيز منتشر
خواهم نمود
طراح- منتقد و نظريه
پرداز
Create your own web pages
in minutes...
Copyright 2006-2009 Takin-tarh arch groups!!.
All Rights Reserved.
............................Design-Architecture-Idea
معماري مانند سياست،فقط ظاهر خود
را از ميان شعارهاي جديد قابل روئيت،عوض نموده است. بناهاي دهه هاي اخير با وجودي
كه به عنوان نمونه هاي استثنايي در معماري
شمرده ميشوند،فقط آثار باستاني سر
از خاك درآورده ايي هستند كه با شعارهاي ظاهري كه عمر كوتاهي دارند از خود شكلك در
مي آورند
ما در پيدا كردن عوامل مشترك براي
رفتار و احتياجات انساني،براي تهيه و تنظيم ثابتهاي كم ساختماني كه از آن يك روند
طراحي و سازندگي با نظام تكامل ميابد و به اجزاي بناهاي انعطاف پذير و طويل العمر
خاتمه ميابند،هيچ گونه سعي به خرج نداده ايم.پافشاري در ايجاد يك نوع معماري كه
باعث جوابگويي احتياجات انفرادي و كوتاه مدت باشد،بطور
غلط ما را به ساختن بناهاي
نااستوار،فاقد هم خواني با رشد و تحول هدايت نمود
ما نمي توانيم مانند يك فرد شوق
كار كردن داشته باشيم،از طريق ساختماني كه عادات هميشگي به ما ديكته كرده است،براي
رضاي هوي و هوس و احتياجات انفرادي راه حل توليد كنيم و هم زمان با آن انتظار داشته
باشيم كه خود را از نسلي بدانيم كه در جستجوي يك معماري چاره ساز با ابعاد اجتماعي
و تكنولوژي والا بدانيم
مقياس احتياجات بي جواب مانده ي
جامعه بسيار وسيع است و امكان پاسخ گويي به آن، با قطعات كوچكي كه فقط به درد موزه
ميخورد كه ناشي از زحمات ناچيز فردي/كه به روش هاي واهي آلوده است،امكان پذير نمي
باشد
در سال 1851 ژوزف پاكسون ثابت كرد
كه نظام ها مي توانند به وسيله اي تبديل شوند تا به ساختمانها شكل شاعرانه اي
دهند
هر بنايي با روشي متفاوتي با
بناهاي ديگر ساخته ميشود . ضريب ثابتي براي:رفتار،راه حل و ساختمان وجود ندارد.بدون
تداوم هميشه از صفر شروع ميكنيم
ما معماران عناصري را در بناها با
يكديگر تلفيق ميكنيم كه حاصل يك توليد صنعتي بدون برنامه ريزي بوده و از كهنگي اغلب
قوانين و ضد قوانين كه بر روند طراحي اثر مي گذارد،مشتق شده است
معمار فقط يك مجسمه ساز نيست
بلكه طراح و سازنده يك نظام است و معماري هنر خلق فضا
است
راز تصاوير موجود در غارهاي
اوليه
در كتاب (آشنايي با معماري
جهان-دكتر محمد ابراهيم زارعي) علت ترسيم اين تصاوير در قسمتهاي پشتي غارها بدين
صورت آمده است كه: 1.حيوانات را براي هميشه در اختيار خود داشته باشند.2. افراد هم
زيست در شكار دسته جمعي بر جانوراني كه غذاي اصليشان را تامين مي كنند چيره شوند.3.
با مكر ساختن اين تصاوير بر روي صخره ها تعدادشان را بيشتر و نسلشان را بارور
سازند
حال بايد پذيرفت كه نظريات فوق
صحيح نبوده و پايه ي علمي ندارند.چرا كه اين تصاوير اولا جنبه تزئيني نداشته و هدف
از ترسيم اين تصاوير در پشتو هاي غارها جنبه عرفاني و فلسفي بوده است و انسان اوليه
از اين قسمتها بعنوان پرستشگاهي براي پرستش حيوانات((خداي روزي رسان)) خويش بهره
ميبردند و با ترسيم اين تصاوير ميخواستند خداي خويش را مقدس بدانند
قبلا هم آموخته ايم كه انسان از
بدو تولد داراي فطرتي خداجو بوده ولي در پيدا كردن مسير واقعي پرستش دچار انحطاطاتي
از قبيل فوق شده است.از نظر اداراكي نيز انسان مدام اين جانوران را مشاهده و بسياري
از امور را از آنان آموخته بود و همچنين آنها را منابع اوليه تغذيه خود ميدانست لذا
نظريه فوق صحيحتر و منطقي تر به نظر مي رسد